X
تبلیغات
رایتل

 یارب، غم بی رحمی جانان به که گویم؟

جانم غم او سوخت، غم جان به که گویم؟

 

نی یار و نه غمخوار و نه کس محرم اسرار

رنجوری و مهجوری و حرمان به که گویم؟

 

آشفته شد از قصه من خاطر جمعی

دیگر چه کنم؟ حال پریشان به که گویم؟

 

گویند طبیبان که: بگو درد خود، اما

دردی که گذشت ست ز درمان به که گویم؟

 

دردی، که مرا ساخته رسوا، همه دانند

داغی، که مرا ساخته پنهان، به که گویم؟

 

اندوه تو ناگفته و درد تو نهان به

این پیش که ظاهر کنم و آن به که گویم؟

 

خلقی همه با هم سخن وصل تو گویند

من بی کسم، افسانه هجران به که گویم؟

 

دور طرب، افسوس! که بگذشت، هلالی

دور دگر آمد، غم دوران به که گویم؟

 

 


نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.