X
تبلیغات
رایتل

 

خیالت تخت؛

چیزی نمی بافم

نه آسمان ریسمان،

نه قصه،

نه کلاه!

دکمه ی افتاده ی پیراهنت که نه؛

لب هایم را می دوزم!

اصلا گور بابای دلتنگی های ۵ و نیم عصر؛

اما عطر پیراهنت

آنقدر نپیچیده توی این چهار دیواری

که چوب لباسی ها

خشکشان زده...!

حالا خودت بگو

درخت ها

با چه امیدی

قرار است

راهی نجاری شوند؟

 


 

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.