X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

 

گل‌های پیراهنم سال‌هاست

مسئولیت جنون دسته‌جمعی پروانه‌ها را نمی‌پذیرند

و تارهای مویم دیگر

با آوازهای شب‌ماندۀ بیات ترک، بلند نمی‌شوند

 

شبیه تصویر زنی روی قلمدانم

که صدای لب‌پریدۀ خنده‌هایش، تنها

پشت نقاش بیچاره‌اش را می‌لرزانَد

هربار یادش می‌افتد زن را

دیگر توانِ تصاحب سمرقند و بخارا به خال و خطی نیست

 

من، تصویر غمگین زنی هستم

که در زهدان مادرش جامانده‌‌ست

و تمام عمر، کسی را با او اشتباه گرفته‌اند

تمام عمر کسی را...

تمام عمر اشتباه...

اشتباه...

اشتباه چقدر بهانۀ خوبی‌ست

وقتی برای دلتنگی‌هایت،

هر بهانه‌ای می‌آوری

کم آورده‌ای...!


 

 

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.