عرفان من...Erfane Man

عرفان من...Erfane Man

مجموعه اشعار
عرفان من...Erfane Man

عرفان من...Erfane Man

مجموعه اشعار

چرکین ترین زخمی که انسان دیده تنهایی ست... "سهیل محمودی"


وقتی تمام شهر دستاویز رسوایی ست

بی پرده می گویم تماشایی،تماشایی ست


بر چهره ها جز صورتک یا عینک دودی

چیزی نخواهی دید در شهری که هرجایی ست


سقفی مهیا کن برایم، گر چه گوری تنگ

بیزارم از این خانه هایی که مقوایی ست


بر آفتاب افکنده ام بود و نبودم را

از زندگی تنها نصیبم شعر و شیدایی ست


خون دل و داغ جگر، گندابه و مردار

تا بوده دنیا را همین رسم پذیرایی ست


آیینه ام، آیینه در شهری که تفریحش

از صبح تا شب، سنگسار عشق و زیبایی ست


فریادهای خویش را در سینه پنهان کن

ای جان بر لب آمده،وقت شکیبایی ست


دردی ست جانفرسا و بی بهبود و رنج آلود

چرکین ترین زخمی که انسان دیده تنهایی ست



هفتم مهرماه 1393

یک عمر از تو فاصله کم نیست... "داودحاتمی"

یک عمر از تو فاصله کم نیست
یک عمر تنهایی چه کابوسی

 

دریای بی ساحل منو دریاب 
بیزارم از هرنورفانوسی

بیزارم ازعادت به تنهایی
ازگم شدن توی فراموشی


مثل غریقی غوطه وربودن
باصخره ها هرشب هم آغوشی

بازخم هایی که ازت خوردم
یک عمر عاشق زندگی کردم

یک عمرفهمیدم نمی تونم 
باتوبه حتی ازتو برگردم

عشق ِتوآخرقاتلم میشه
محتاج این مرگم حلالم کن

هم بغض ِشیشه م ،ازدل ِسنگم
رودم ،گل آلودم ،زلالم کن

سرخوردم ازاین بی سرانجامی
تردیدتو حس می کنم کم کم 

وقتی به پوچی می رسم باتو
یک زخم بی توکافیه واسم


تا چشم خُم افتاد به سیمای تو، ساقی... "قاسم صرافان"

تا چشم خُم افتاد به سیمای تو، ساقی!

مثل همه خَم شد جلوی پای تو، ساقی!

 

دل بست به آن حالت گیرای تو، ساقی!

شد مثل نبی، غرق تماشای تو، ساقی!

 

خاتم به تو ‌بالیده، که پایان پیامی

هم نقطه‌ی آغازی و هم ختم کلامی

 

این سلسله‌ی عشق، به موی تو رسیده

سیب دل عشاق، به جوی تو رسیده

   ادامه مطلب ...

بارون میاد جرجر... "احمد شاملو"

بارون میاد جرجر، گم شده راه بندر

ساحل شب چه دوره، آبش سیاه و شوره

آی خدا کشتی بفرست، آتیش بهشتی بفرست

جاده‌ی کهکشون کو، زهره‌ی آسمون کو

چراغ زهره سرده، تو سیاها می‌گرده

ای خدا روشنش کن،فانوس راه منش کن

  ادامه مطلب ...

با تو حرف می زنم آی... "عبدالجبار کاکائی"


با تو حرف می زنم آی .. سنگ روبرو

تیغه ی هزار لا ، صخره ی هزار تو

 

گوش کن صدای من جویبار نازکی ست

می تراود از درون ، می خروشد از گلو

 

ایستاده ای درست روبروی سینه ام

کوره راه انتخاب، سنگلاخ آرزو

 

قد نمی کشی زخاک ، جز به سمت پنجره

وا نمی کنی دهان ، جز به قصد های و هو

 

نه هوای بخششی کز تو بگذرد نسیم

نه امید جوششی کز تو پرشود سبو

 

آی....سنگ بی دلیل ای غرور دیر سال

سنگریزه می شوی در کف هزار جو

 


لبخند تو... "قیصر امین پور"

 

لبخند تو خلاصه‌ی خوبی‌هاست

لختی بخند، خنده‌ی گل زیباست

 

پیشانی‌ات تنفس یک صبح است

صبحی که انتهای شب یلداست

 

در چشمت از حضور کبوترها

هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست

 

رنگین‌کمان عشق اهورایی

از پشت شیشه‌ی دل تو پیداست

 

تو امتداد کوثر جوشانی

سرچشمه‌ی تو سوره‌ی اعطیناست

 

فریاد تو تلاطم یک توفان

آرامشت تلاوت یک دریاست

 

با ما بدون فاصله صحبت کن

ای آن‌که ارتفاع تو دور از ماست

 


 

دلم گرفته است... "فروغ فرخزاد"


دلم گرفته است

دلم گرفته است

 

به ایوان می روم و انگشتانم را

 

بر پوست کشیده شب می کشم

 

چراغهای رابطه تاریکند

 

چراغهای رابطه تاریکند

 

کسی مرا به آفتاب

 

معرفی نخواهد کرد

 

کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد

 

پرواز را به خاطر بسپار

 

پرنده مردنی است