-
عشق مجازی... "؟"
یکشنبه 20 تیر 1395 22:13
ذهن را درگیر با عشقی مجازی کرد و رفت با دل آشفته ی من، خوب بازی کرد و رفت با صدای ناز و با چشمان دریایی خود با نقابی دلنشین، اوصحنه سازی کرد و رفت من هم آوای نگاهش می پریدم در پی اش چون قناری در نگاهم لانه سازی کرد و رفت می سرودم در غزل از چشم زیبایش ولی با سه تار گیسوانش تک نوازی کرد و رفت او غزالی خوش خَرام و من به...
-
شهریار آمده دربان در خانهی تست... "شهریار"
یکشنبه 20 تیر 1395 21:54
پاشو ای مست که دنیا همه دیوانهی تست همه آفاق پر از نعرهی مستانهی تست در دکان همه باده فروشان تخته است آن که باز است همیشه در میخانهی تست دست مشاطهی طبع تو بنازم که هنوز زیور زلف عروسان سخن شانهی تست ای زیارتگه رندان قلندر برخیز توشهی من همه در گوشهی انبانهی تست همت ای پیر که کشکول گدائی در کف رندم و حاجتم آن...
-
اجرای ترانه قدیمی "می زده"...
جمعه 18 تیر 1395 04:20
می زده (ترانه ای قدیمی - خواننده مرضیه) می زده شب چو ز میکده باز آیم بر سر کوی تو من ز نیاز آیم دلداده ی رهگذرم از خود نبود خبرم ای فتنه گرم می زده شب چو ز میکده باز آیم بر سر کوی تو من ز نیاز آیم دلداده ی رهگذرم از خود نبود خبرم ای فتنه گرم شبها سر کوی تو آشفته چو موی تو می آیم، تا جویم، خانه به خانه از تو نشانه...
-
دلشدگان... "فریدون مشیری"
جمعه 18 تیر 1395 03:54
ما دلشدگان، خسرو شیرین پناهیم ما کُشتهی آن مهرخ خورشید کلاهیم ما از دو جهان غیر تو ای عشق نخواهیم ما از دو جهان غیر تو ای عشق نخواهیم صد شور نهان با ما، تاب و تب جان با ما در این سر بیسامان، غمهای جهان با ما با ساز و نی، با جام می، با یاد وی شوری دگر اندازیم، در میکدهی جان جمع مستان غزل خوانیم همه مستان سر...
-
آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم... "مولانا"
جمعه 18 تیر 1395 03:49
آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم آمدهام چو عقل و جان از همه دیدهها نهان تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم آمدهام که ره زنم بر سر گنج شه زنم آمدهام که زر برم زر نبرم خبر برم گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم اوست نشسته در نظر من به کجا نظر...
-
عجب کاری به دستم داد دل... "محمد علی جوشایی"
چهارشنبه 16 تیر 1395 01:57
آه! ای ابر بهاری مویه کن روح تبدار مرا پاشویه کن این گران باری که بر دل می برم هم تو می دانی چه مشکل می برم هستی ام در پای آن سرمست رفت آه ای یاران دلم از دست رفت انتهای هرچه رسوایی منم عاشق شب های تنهایی منم بارهابا لاله صحبت کرده ام بارها با ماه خلوت کرده ام فکر من از آسمان آبی تر است روح من با عشق عنابی تر است من...
-
عید سعید فطر مبارک باد...
سهشنبه 15 تیر 1395 10:38
عید است و دلم خانه ویرانه، بیا این خانه تکاندیم ز بیگانه، بیا یک ماه تمام مهیمانت بودیم یک روز به مهمانی این خانه بیا عید سعید فطر مبارک یا مهدی...
-
در فراق مادر...
سهشنبه 15 تیر 1395 10:37
توبای من نیست در کنارم ای دوست، چه کنم؟ آن لعبت باوفای دل افروز دیگر نیست،چه کنم؟ افسوس که دوران وصالت به سر آمد ای نازنین بی آغوش گرم تو با این دل سرگشته ات،چه کنم؟ من مانده ام با حسرت دیدار و مشتی خاطره جا دارد کسی بگوید با این دل شکسته ات، چه کنم؟ روزها گذشت و چشمت در انتطار دیدار بود ای به فدای تو،با این همه چشم...
-
صبح بی تو... "قیصر امین پور"
یکشنبه 13 تیر 1395 05:22
صبـحِ بـی تـو، رنـگ بـعد از ظهر یک آدینه دارد بی تـو حتـی مهـربـانی حـالتـی از کـینـه دارد بی تو میگویند: تعطیل است کارِ عشق بازی عشق، امـا کـی خـبـر از شـنـبه و آدینه دارد جُـغـد، بـر ویـرانه میخـواند بـه انـکارِ تـو امــا خــاک ایـن ویـرانـهها، بویی از آن ویرانه دارد خـواستــم از رنـجـشِ دوری بگویم، یـادم آمد...
-
خریدار دلم... "محسن نظری"
یکشنبه 13 تیر 1395 05:12
آن که در شهر ، به جز رونق بازار ، نداشت راست می گفت ،دلم جز تو خریدار نداشت هر که در خانه ی دل بود ، از این بزم گریخت ، خانه ی قلب من انگار ، که دیوار نداشت خاطراتت که فرو ریخت ، چو سقفی به سرم زیر پایت ، دل من ، طاقت آوار نداشت باغ چشمت که از الطاف خداوندی بود ، دشت گل بود ولیکن ، گل بی خار نداشت محفل عشق تو گرم است...
-
آغوش یار... "؟"
پنجشنبه 10 تیر 1395 07:44
ای لبت انگور یاقوتی و چشمانت عسل جنس گیسویت قصیده رنگ ابرویت غزل چشم و ابروی تو هندی پیکرت رومی تراش قد و بالای تو کار صنعت بین الملل مانده ام با این همه خوبی چرا جا مانده ای از صفوف حوریان جنت از روز ازل؟ شرح فال حافظ و شاخه نبات خواجه ای یا کلام دلنشین حضرت شیخ اجل؟ من همان ساده جوان شاعر بی مایه ام عاشق شعر و حدیث...
-
میخانه به میخانه ... "دلستان(بیرام زاده)"
چهارشنبه 9 تیر 1395 05:36
عمریست که می گردم میخانه به میخانه تا با تو زنم یکدم پیمانه به پیمانه آتش زده بر جانم نارِ غمِ هجرانت می سوزم و می گردم کاشانه به کاشانه اندر طلب کویت گَردم منِ دلخسته آواره دگر گشتم ویرانه به ویرانه بگشا درِ میخانه بر رویِ همه مستان می از لبِ لعلت دِه مستانه به مستانه چشمم شده مَخمور آن نرگس جادویت دیگر چه تمنایی بر...
-
رباعیات... " قاآنی"
چهارشنبه 9 تیر 1395 05:28
دوشینه فتادم به رهش مست و خراب از نشوهٔ عشق او نه از بادهٔ ناب دانست که عاشقم ولی میپرسید این کیست کجاییست چرا خورده شراب ***** در میکده مست از می نابم کردند سرمست ز جرعهٔ شرابم کردند ای دوست به چشمهای مست تو قسم جامی دو سه دادند و خرابم کردند
-
بس که همپایش غم و ادبار می آید فرود... " مهدی اخوان ثالث"
سهشنبه 8 تیر 1395 03:34
بس که همپایش غم و ادبار می آید فرود بر سر من عید چون آوار می آید فرود می دهم خود را نوید سال بهتر ، سال هاست گرچه هر سالم بتر از پار می آید فرود در دل من خانه گیرد ،هر چه عالم را غم است می رسد وقتی به منزل ، بار می آید فرود رنگ راحت کو به عمر ، -این تیر پرتاب اجل- ؟ می گریزد سایه ، چون دیوار می آید فرود شانه زلفش را...
-
سلامت می کنم... "؟"
سهشنبه 8 تیر 1395 03:29
بار دیگر ملک قلبم را به نامت می کنم چون تو باشی یار من دنیا به کامت می کنم دختر عصیان گر ایران زمین نام من است با کمی ناز و ادا یکباره رامت می کنم در تمام شعر من ورد زبان نام شماست من که با این مطلعم آخر به دامت می کنم میز کنج کافه را بار دگر تزیین کنم بعد آن با جام می دعوت به شامت می کنم آن کلاه قرمزم را باگلی...
-
کیست امشب حلقه بر در می زند؟... "حمید سبزواری"
دوشنبه 7 تیر 1395 08:51
حسین آقا ممتحنی مشهور به حمید سبزواری ( زادهٔ ۱۳۰۴ در سبزوار – درگذشتهٔ ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ در تهران ) شاعری ایرانی بود. حمید سبزواری، شاعر اشعار مختلف حماسی، عرفانی اعم از قصیده، غزل، دوبیتی، رباعی و شعر نو بود. کیست امشب حلقه بر در می زند؟ میهمانی،آشنایی ،محرمی؟ یا که ره گم کرده ای آزرده جان تا بیاساید ز رنج ره دمی؟ کیست...
-
ناله مستانه... "شهریار"
دوشنبه 7 تیر 1395 08:35
شمعی فروخت چهره که پروانهی تو بود عقلی درید پرده که دیوانهی تو بود خم فلک که چون مه و مهرش پیالههاست خود جرعه نوش گردش پیمانهی تو بود پیرخرد که منع جوانان کند ز می تابود خود سبو کش میخانهی تو بود خوان نعیم و خرمن انبوه نه سپهر ته سفره خوار ریزش انبانهی تو بود تا چشم جان ز غیر تو بستیم پای دل هر جا گذشت جلوهی...
-
گاه بارانی و می باری و گاه... "شهراد میدرى"
جمعه 4 تیر 1395 06:45
گاه بارانی و می باری و گاه، رقص پُرشور نسیمم می شوی گاه گنجشکی کنار پنجره، گاه شوق یاکریمم می شوی سایه سار باغ های نوبرت، سیب گونه توت لب های ترت شُرشُر رود عسل در دفترت، شعر جنات نعیمم می شوی گردن آویزت صلیب آفتاب، گیسوانت برگ زیتون و شراب بر لبت انجیل برنابای ناب، راوی عهد قدیمم می شوی از بلندی های جولان تنت، تا...
-
مسافرِ شب های انتظار... "جویا معروفی"
جمعه 4 تیر 1395 06:35
خدا قلم زد و شب را ادامه دار کشید مرا مسافرِ شب های انتظار کشید تو را شکفته و مغرور و سنگدل، اما مرا شکسته و بی تاب و بی قرار کشید تو را کنارِ سحرگاهِ شاد پبروزی مرا حوالیِ اندوهِ بی شمار کشید میان خنده و غم جنگ شد، دریغا غم به خنده چیره شد و دورِ من حصار کشید غمی که بر سرم آمد از آشنایان است همان غمی ست که هر لحظه...
-
یک بار تو عاشق شو، یکدانه شدن با من... "شهریار"
پنجشنبه 3 تیر 1395 01:43
یک شمع تو روشن کن، پروانه شدن با من مِی از من و ساقی تو، پیمانه شدن با من یک بوسه ز تو کافیست، آغوش نمی خواهم یک جرعه فقط ساقی، میخانه شدن با من تو تلخی این مِی را یک کاسه تحمل کن شیرین چو لبهایت، دردانه شدن با من باز حلقه مویت را، در باد رها کردی؟ از بند رهایم کن، شاهانه شدن با من تا عطر تنت اینجاست نبضم به تو وابسته...