-
کجا پنهانت کنم؟... "نزار قبانی"
جمعه 15 آبان 1394 00:51
نمی توانم نامت را در دهانم و تو را در درونم پنهان کنم... گل با بوی خود چه می کند ؟ گندمزار با خوشه اش ؟ طاووس با دمش ؟ چراغ با روغنش ؟ با تو سر به کجا بگذارم ؟ کجا پنهانت کنم؟ وقتی مردم،تو را در حرکات دستهایم، موسیقی صدایم و توازن گام هایم می بینند...
-
نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم... "مولوی"
پنجشنبه 14 آبان 1394 21:31
نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم در این سراب فنا چشمه حیات منم وگر به خشم روی صد هزار سال ز من به عاقبت به من آیی که منتهات منم نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی که نقش بند سراپرده رضات منم نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی مرو به خشک که دریای باصفات منم نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم...
-
محبوبه شب... "فریدون مشیری"
سهشنبه 12 آبان 1394 13:40
ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا نرم باز آمد و بگرفت در آغوش مرا گفت: - «خاموش در این جا چه نشستی؟» گفتم: -بوی «محبوبه ی شب» می برد از هوش مرا! بوی محبوبه ی شب، بوی جنون پرور عشق وه، چه جادوست که از هوش برد بوش مرا بوی محبوبه ی شب، نغمه ی چنگی ست لطیف که ز افلاک کند زمزمه در گوش مرا بوی محبوبه ی شب همچو شرابی...
-
زیر باران بیا قدم بزنیم... "مجتبی کاشانی"
دوشنبه 11 آبان 1394 23:04
زیر باران بیا قدم بزنیم حرف نشنیده ای به هم بزنیم نو بگوییم و نو بیندیشیم عادت کهنه را به هم بزنیم و زباران کمی بیاموزیم که بباریم و حرف کم بزنیم کم بباریم اگر، ولی همه جا عالمی را به چهره نم بزنیم چتر را تا کنیم و خیس شویم لحظه ای پشت پا به غم بزنیم سخن از عشق خود بخود زیباست سخن عاشقانه ای به هم بزنیم قلم زندگی به...
-
گفتا... "سیمین بهبهانی"
دوشنبه 11 آبان 1394 14:14
گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام گفتم که من خود را در آن عریان تماشا...
-
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان(غزل 26)... "حافظ "
چهارشنبه 6 آبان 1394 23:00
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست سر فرا گوش من آورد به آواز حزین گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند کافر عشق بود گر نشود باده پرست برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر که ندادند جز این...
-
زندگی نامه سعدی شیرازی...
سهشنبه 5 آبان 1394 23:48
"سعدی" سعدی شیرازی آرامگاه سعدی در شیراز نام اصلی ابومحمد مُصلِحالدین بن عبدالله زمینهٔ کاری شاعر و نویسنده زادروز ۵۸۵ یا حدود ۶۰۶ هـ.ق ./ حدود ۵۸۹ خورشیدی / ۱۲۱۰ میلادی [ ۱ ] شیراز ، ایران مرگ حدود ۶۹۱ هـ.ق ./ حدود ۶۷۰ یا ۶۷۱ خورشیدی / ۱۲۹۱ یا ۱۲۹۲ میلادی [ ۱ ] شیراز ، ایران ملیت ایرانی محل زندگی شیراز ،...
-
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم... "سعدی"
سهشنبه 5 آبان 1394 23:45
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم...
-
گل به دیدارِ پیمبر رفتهست... "جویا_معروفی"
شنبه 2 آبان 1394 23:36
باد از تردی گلبرگ خبر دارد؟ نه باد از غصهی گل بیم و حذر دارد؟ نه مرگ بر باد که در قامتِ مرگ آمد و رفت غنچه را پرپر کرد غم مرا از بر کرد ماجرا چیست؟ چه بر آن گلِ پرپر رفتهست؟ گل حسین است، حسین چه عظیم است عروجش تا عرش گل به دیدارِ پیمبر رفتهست... "
-
زندگی نامه حسن خسروی...
جمعه 1 آبان 1394 16:41
"حسن دهلوی" حسن دهلوی - سعدی هندوستان - از شاعران بزرگ پارسی گوی هندوستان در قرن هفتم و هشتم هجری و در علو مقام هم طراز امیر خسرو دهلوی و هم عصر و دوست و معاشر و مصاحب اوست و تخلص وی در اشعار حسن بوده است. تولد او باید در میانه قرن هفتم ، یعنی در یکی از سال های 649 و 650 هجری باشد. خواجه حسن در سال 737 یا...
-
ای که می پرسی نشان عشق چیست ؟... "مجتبی کاشانی"
جمعه 1 آبان 1394 02:14
ای که می پرسی نشان عشق چیست ؟ عشق چیزی جز ظهور مهر نیست عشق یعنی مشکلی اسان کنی دردی از در مانده ای درمان کنی در میان این همه غوغا و شر عشق یعنی کاهش رنج بشر عشق یعنی گل به جای خار باش پل به جای این همه دیوار باش عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر واگذاری اب را ، بر تشنه تر عشق یعنی دشت گل کاری شده در کویری چشمه ای جاری شده...
-
زندگی نامه مولوی (مولانا-شرح حالی مختصر)...
پنجشنبه 30 مهر 1394 14:20
مولانا جلالالدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از علما و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که بین او و سلطان محمد خوارزمشاه پدید آمده بود، از بلخ بیرون آمد و بعد از مدتی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا بعد از فوت پدر تحت...
-
زندگی نامه فخرالدین عراقی...
سهشنبه 28 مهر 1394 14:23
فخرالدین عراقی: شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر بن عبدالغفار همدانی یا فخرالّدین عراقی و کمیجانی از شاعران و عارفان ادب فارسی در سدهٔ هفتم هجری، مؤلف لَمَعات میباشد. وی در کمیجان به دنیا آمد در مورد نام و نسب عراقی میان غالب تذکرهنویسان اختلاف است. به روایت حمدالله مستوفی در کتاب تاریخ گزیده نام او ابراهیم، لقبش...
-
زندگی نامه عطار نیشابوری...
سهشنبه 28 مهر 1394 13:55
عطار نیشابوری: محمّد عَطّار کدکنی نیشابوری نگارهای از آرامگاه عطار نیشابوری زادروز سال ۵۴۰ هجری ۱۱۴۶ میلادی قریه ( کدکن ، تربت حیدریه ) درگذشت ۶۱۸ هجری قمری ۱۲۲۱ میلادی شادیاخ ( نیشابور ) آرامگاه آرامگاه عطار نیشابوری ، نیشابور نیشابور ، خراسان رضوی ، ایران محل زندگی نیشابور ملیت ایرانی پیشه شاعر ، نویسنده سالهای...
-
زندگی نامه جمال الدین اصفهانی...
سهشنبه 28 مهر 1394 13:36
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی جمالالدین محمدبن عبدالرزاق اصفهانی یا اسپهانی شاعر سده ششم هجری بود. محتویات [ نهفتن ] ۱ زندگی ۲ مقام شاعر ۳ نمونه شعر ۴ پایان زندگی ۵ منابع زندگی: وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریابی و رشید وطواط مکاتبه...
-
زندگی نامه کمال الدین اصفهانی...
سهشنبه 28 مهر 1394 13:17
کمالالدین اسماعیل: کمالالدین اسماعیل بن محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی ، شاعر ایرانی نیمهٔ نخست قرن هفتم هجری، و آخرین قصیدهسرای بزرگ ایران در اوان حمله مغول است که در گیرودار هجومها و قتلعامهای آنان از میان رفت. محتویات [ نهفتن ] ۱ زندگی شاعر ۲ سبک هنری ۳ نمونه شعر ۴ کمالالدین در ادبیات...
-
هر که درین درد گرفتار نیست ... "عطار"
دوشنبه 27 مهر 1394 21:12
هر که درین درد گرفتار نیست یک نفسش در دو جهان کار نیست هر که دلش دیدهٔ بینا نیافت دیدهٔ او محرم دیدار نیست هر که ازین واقعه بویی نبرد جز به صفت صورت دیوار نیست خوار شود در ره او همچو خاک هرکه در این بادیه خونخوار نیست ای دل اگر دم زنی از سر عشق جای تو جز آتش و جز دار نیست پردهٔ این راز که در قمر جان است جز قدح دردی...
-
آتش عشق ... "عطار "
دوشنبه 27 مهر 1394 16:09
آتش عشق تو در جان خوش تر است جان ز عشقت آتشافشان خوش تر است هر که خورد از جام عشقت قطرهای تا قیامت مست و حیران خوش تر است تا تو پیدا آمدی پنهان شدم زانکه با معشوق پنهان خوش تر است درد عشق تو که جان میسوزدم گر همه زهر است از جان خوش تر است درد بر من ریز و درمانم مکن زانکه درد تو ز درمان خوش تر است مینسازی تا...
-
از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟... "؟"
دوشنبه 27 مهر 1394 13:17
محرم ماه عزای حسینی، تسلیت باد... از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟ یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟ بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟ اشهد ان لا...شهادت اشهد ان لا ...شهید محشر الله الله است می دانی چرا؟ یک بغل باران الله الصمد آورده ام نوبهار قل هوالله است می دانی...
-
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی... "سعدی"
یکشنبه 26 مهر 1394 21:20
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی دل دردمند ما را که اسیر توست یارا به...