عرفان من...Erfane Man

عرفان من...Erfane Man

مجموعه اشعار
عرفان من...Erfane Man

عرفان من...Erfane Man

مجموعه اشعار

دریغ... "محمدعلی بهمنی"

دریغ می کنی از من ، نگاه را حتی
و نیز زمزمه ی گاه گاه را حتی


من و تو ره به ثوابی نمی بریم از هم
چرا مضایقه داری گناه را حتی ؟


تو اشتباه بزرگ منی ،‌ ببخشایم
بدیده می کشم این اشتباه را حتی


به من که سبز پرستم چه گفت چشمانت ؟
که دوست دارم  بخت سیاه را حتی


 بدیدن تو چنان خیره ام که نشناسم
تفاوت است اگر ره و چاه را حتی


 اگر چه تشنه ی بوسیدن توام ، ای چشم
بخواه ،‌می کشم این بوسه خواه را حتی


بیا تلالو شعرم بر آب ها ، امشب
تراش می دهد الماس ماه را حتی


 



Bottom of Form

 

زیارت... "سهیل محمودی"


دوس دارم صدات کنم، تو هم منو نیگا کنی

من تو رو نیگات کنم ، تو هم منو صدا کنی

 

قربون چشات برم، از راه دوری اومدم

جای دوری نمی ره، اگه به من نیگا کنی

 

دل من زندونیه، تویی که تنها می تونی

قفسو واکنی و پرنده رو رها کنی

 

می شه کنج حرمت گوشه قلب من باشه؟

می شه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی؟

 

تو سرت شلوغه، زیر دستیات فراوونن

از خدا می خوام، کمی نیگا به زیر پا کنی

 

تو غریبی و منم غریبم , اما چی می شه

دل این غریبه رو با خودت آشنا کنی

 

دوس دارم تو ایوونِ آیینه ت، از صبح تا غروب

من با تو صفا کنم، تو هم منو دعا کنی

 

به وفای کفترای حرمت،منم می خوام

کفتری باشم که تنها، تو منو هوا کنی

 

دلمو گره زدم به پنجره ت، دارم می رم

دوس دارم تا من میام، زود گره ها رو، واکنی

 

صد هزار دفه م شده، پای ضریح زار می زنم

تا دلت یه بار بسوزه، دردامو دوا کنی

 

دوس دارم که از حالا، تا صبح محشر، همه شب

من "رضا رضا" بگم، تو هم منو رضا کنی

 


میلاد امام رضا (ع) بر همگان خجسته و مبارک باد...



آن ماه که مهر از نگاهش ریزد

گل بوسه ملک به خاک راهش ریزد


درجشن ولادت رضا هر که نشست

 ازبارش مرحمت گناهش ریزد


امشب که شب خجسته میلاد است

 تسبیح فرشتگان مبارک باد است


شاد است دل آل محمد اما

 بیش از همه دلها، دل زهرا شاد است

 

بیاوری... "نعمت اله پژمان"

در پی درج غزل زیبای سرکار خانم "فریبا عباسی" شاعران و سخنوران زیادی از آن 

استقبال نمودند. بطوریکه در این میان شاعر توانا جناب آقای "نعمت الله پژمان " 

برای آن نظیره زیبائی نوشته اند که تقدیم ادب دوستان گرامی بالاخص 

سرکار خانم "عباسی" می گردد:

 

 

اصلن قرار نیست که سر خم بیاوری

یا در عزا و ماتم من،کم بیاوری 

 

گفتی قرار بود شبی بر مزار من  

دستی پر از شقایق و شبنم بیاوری

  ادامه مطلب ...

بیاورم... "فریبا عباسی"

 

اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورم
حالا که سهم من نشدی کم بیاورم


دیشب تمام شهر تو را پرسه می زدم
تا روی زخمهـــای تـــو مرهم بیـاورم
 
ادامه مطلب ...

منم که می‌گذری... "مهدی فرجی"


دوباره مست شد و یاوه گفت و شَنگ ترم کرد
نخورده گونه‌ی من سرخ شد قشنگ ترم کرد


به گریه گفت شبی "دوستم بدار" و ندانست
که گریه‌های زنان رفته رفته سنگ ترم کرد

  ادامه مطلب ...

مردی که یک پا ندارد..."سیمین بهبهانی"


شلوار تا خورده دارد مردی که یک پا ندارد
خشم است و آتش نگاهش یعنی: تماشا ندارد


رخساره می‌تابم از او اما به چشمم نشسته
بس نوجوان است و شاید از بیست بالا ندارد

  ادامه مطلب ...