-
ویرانی..."حسین منزوی"
جمعه 12 آذر 1395 00:25
عشقت آموخت به من رمز پریشانی را چون نسیم از غم تو بی سر و سامانی را بوی پیراهنی ای باد بیاور، ور نه غم یوسف بکشد، عاشق کنعانی را دور از چاک گریبان تو آموخت به من گل من غنچه صفت، سر به گریبانی را آه از این درد که زندان قفس خواهد کشت مرغ خو کرده به پرواز گلستانی را لیلی من! غم عشق تو بنازم که کشی به خیابان جنون، قیس...
-
ای دل بیا و گریه زینب نظاره کن... "؟"
چهارشنبه 10 آذر 1395 02:36
گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است دیدم شروع محشر کبرای دیگر است گردون شده سیاه و فضا پر ز دود و آه تاریک تر ز عرصه تاریک محشر است گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین اشک عزا به دیده زهرای اطهر است گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر دیدم که روز، روز عزای پیمبر است پایان عمر سید و مولای کائنات آغاز دور غربت زهرا و حیدر است...
-
تو همانی که ..."کاظم بهمنی"
پنجشنبه 4 آذر 1395 11:55
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت همانندش را منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد غزل و عاطفه و روح هنرمندش را از رقیبان کمین کرده عقب می ماند هر که تبلیغ کند خوبی ِ دلبندش را مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر هر که تعریف کند خواب خوشایندش را مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد مادرم تاب ندارد غم فرزندش...
-
چهل سالگی..." یغما گلرویی"
پنجشنبه 4 آذر 1395 11:06
داره برف میباره روی سرم یکی دورِ چشمامو هاشور زده همیشه دلم واسه اون بچه که یه روز توی من گم میشه شور زده چهلسالگی خیلیام دور نیست ولی پیشِ تو هفتساله میشم نمیشه جوون شد ولی با تو من همون قصهای که محاله میشم یه ماهی سیاهم که دریازدهس لبت مثلِ یه ماهیِ قرمزه تو شاخه نباتی که طعمش هنوز تو شیرینیِ شعرای حافظه...
-
جوانی ای بهار عمر..."شهریار"
سهشنبه 2 آذر 1395 21:05
الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی نگارین نخل موزونی همایون سرو آزادی به صید خاطرم هر لحظه صیادی کمین گیرد کمان ابرو ترا صیدم که در صیادی استادی چه شورانگیز پیکرها نگارد کلک مشکینت الا ای خسرو شیرین که خود بیتیشه فرهادی قلم شیرین و خط شیرین سخن شیرین و لب شیرین خدا را ای شکر پاره، مگر طوطی قنادی من از شیرینی شور و...
-
قرآن به سر گرفتم و گفتم: سلام عشق..." علیرضا بدیع"
یکشنبه 30 آبان 1395 11:58
قرآن به سر گرفتم و گفتم: سلام عشق یعنی به جز حریم تو بر من حرام عشق ترسم که در سماع شوم از دعای دست آن جا که قبله گاه تو باشی، امام عشق با خون وضو بگیر و دو رکعت غزل بخوان آن دم که اذن می دهد از روی بام عشق از رکعت نخست در افتاده ام به شک در سجده کفر گفته ام و در قیام عشق سی پاره ی حضور مرا چله بست شو قرآن به سر بگیر...
-
در شب من..."شمس لنگرودی"
پنجشنبه 27 آبان 1395 02:33
۲۶ آبان زادروز شاعر است ،به همین مناسبت شعر شب من با صدای خود شاعر تقدیمتون... http://s8.picofile.com/file/8274974576/shamselangeroodi _ dar_shab_ahangsaz_kamranerasolzadeh.mp3.html بی تو چه باشد گردش دوران بند گرانی بر تن بی جان در شب من بوی تو هر سوی روانه از که بگیرم گل من از تو نشانه از چه نباری بر سر کشتم همچو...
-
زندگی نامه محمد شمس لنگرودی...
پنجشنبه 27 آبان 1395 01:38
محمدتقی جواهری گیلانی معروف به محمد شمس لنگرودی (زادهٔ ۲۶ آبان ۱۳۲۹ در لنگرود) شاعر، پژوهشگر و مورخ ادبی معاصر ایرانی و از اعضای کانون نویسندگان ایران است. زادروز ۲۶ آبان ۱۳۲۹ لنگرود ، ایران محل زندگی تهران ملیت ایرانی نامهای دیگر محمدتقی جواهری گیلانی پیشه آموزگار، کارشناس اقتصادی، دبیر همسر فرزانه داوری فرزندان...
-
آرام باش..." شمس لنگرودی"
پنجشنبه 27 آبان 1395 01:00
آرام باش عزیز من ... آرام باش حکایت دریاست ، زندگی گاهی درخشش آفتاب ، برق و بوی نمک ، ترشح شادمانی گاهی هم فرو می رویم ، چشمهایمان را می بندیم ، همه جا تاریکیست آرام باش عزیز من ... آرام باش دوباره سر از آب بیرون می آوریم و تلالو آفتاب را می بینیم زیر بوته ای برف که این دفعه درست از جائی که تو دوست داری طالع می شود ...
-
تو نیستی که ببینی..."فریدون مشیری"
چهارشنبه 26 آبان 1395 19:37
تو نیستی که ببینی چگونه عطر تو در عمق لحظهها جاری است چگونه عکس تو در برق شیشهها پیداست چگونه جای تو در جان زندگی سبز است هنوز پنجره باز است تو از بلندی ایوان به باغ مینگری درختها و چمنها و شمعدانیها به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر به آن نگاه پر از آفتاب مینگرند تمام گنجشکان که درنبودن تو مرا به باد ملامت...
-
من دوش دیدم سر دل اندر جمال دلبری..."مولانا"
چهارشنبه 26 آبان 1395 19:29
من دوش دیدم سر دل اندر جمال دلبری سنگین دلی لعلین لبی ایمان فزایی کافری از جان و دل گوید کسی پیش چنان جانانهای از سیم و زر گوید کسی پیش چنان سیمین بری لقمه شدی جمله جهان گر عشق را بودی دهان دربان شدی جان شهان گر عشق را بودی دری من میشنیدم نام دل ای جان و دل از تو خجل ای مانده اندر آب و گل از عشق دلدل چون خری ای جان...
-
فریاد رسی نیست..."فرخی یزدی"
سهشنبه 18 آبان 1395 13:23
هر لحظه مزن در،که در این خانه کسی نیست بیهوده مکن ناله،که فریاد رسی نیست شهری که شه و شحنه و شیخش همه مستند شاهد شکند شیشه که بیم عسسی نیست آزادی اگر می طلبی،غرقه به خون باش کاین گلبن نو خاسته بی خار و خسی نیست دهقان دهد از زحمت ما یک نفس اما آن روز که دیگر ز حیاتش نفسی نیست با بودن مجلس بود آزادی ما محو چون مرغ که...
-
بغض سنگین مرا دیوار می فهمد فقط... "مهدی نور قربانی"
پنجشنبه 13 آبان 1395 20:07
بغض سنگین مرا دیوار می فهمد فقط جنگجویی خسته از پیکار می فهمد فقط زندگی بعداز تورا آن بی گناهی که تنش نیمه جان ماندست روی دار می فهمد فقط سعی کردم بهترین باشم نشد، درد مرا غنچه ای پژمرده در گلزار می فهمد فقط غیر لیلا رنج مجنون را نمی فهمد کسی آنچه آمد بر سرم را یار می فهمد فقط ای گلم هرکس که محوت شد مرا تحقیر کرد حس...
-
یارا یارا ...“قیصر امین پور”
چهارشنبه 12 آبان 1395 23:58
صحرا صحرا دویده ام سرگردان از پی تو دریا دریا گذشته ام در طوفان از پی تو دست از دنیا کشیده ام بی سامان از پی تو از من از ما رهیده ام دست افشان از پی تو گیسوی تو دام بلا ابروی تو تیغ فنا دردت دوای دل روی تو بهشت برین موی تو بنفشه ترین زنجیر پای دل دنیا دنیا گشته ام به بوی تو پنهان پیدا گر به گفت و گوی تو هر سو هرجا روی...
-
قصیده ی به نوبت اند ملوک اندرین سپنج سرای... "سعدی"
چهارشنبه 12 آبان 1395 19:20
این قصیده در مدح سعدبن زنگی سروده شده: به نوبتاند ملوک اندرین سپنج سرای کنون که نوبت تست ای ملک به عدل گرای چه دوستی کند ایام اندک اندک بخش که بار بازپسین دشمنیست جمله ربای؟ چه مایه بر سر این ملک سروران بودند چو دور عمر به سر شد درآمدند از پای تو مرد باش و ببر با خود آنچه بتوانی که دیگرانش به حسرت گذاشتند به جای درم...
-
من غلام قمرم... “مولانا”
دوشنبه 10 آبان 1395 02:35
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو پیش من جز سخی شمع و شکر هیچ مگو سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو ور از این بیخبری رنج مبر هیچ مگو دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت سر بجنبان که بلی جز که به سر...
-
هستم که مینویسم بودن به جز زبان نیست..."مریم جعفری آذرمانی"
دوشنبه 10 آبان 1395 01:15
هستم که مینویسم بودن به جز زبان نیست هرکس نمینویسد انگار در جهان نیست من آمدم به دنیا، دنیا به من نیامد من در میان اویم، اویی در این میان نیست آتش زدم به بودن تا گُر بگیرم از تن حرفیست مانده در من، میسوزد و دهان نیست لکنت گرفته شاید، پس من چگونه باید بنویسمش به کاغذ، شعری که در زبان نیست
-
دیوانگی... "امید صباغ نو"
دوشنبه 3 آبان 1395 00:46
دیـوانگی ها گرچه دائم دردسر دارند دیوانه ها از حال هم اما خبر دارند آئینه بانو تجربه این را نشان داده وقتی دعاها واقعی باشند اثر دارند تنها تو که باشی کنار من دلم قرص است اصلا تمام قرص ها جز تو ضرر دارند آرامش آغوش تو از چشم من انداخت امنیتی که بیمه های معتبر دارند "مردی" به این که،عشق ده زن بوده باشی،نیست...
-
زندگی نامه ظهیرالدین فاریابی...
شنبه 1 آبان 1395 18:40
ظهیرالدین فاریابی ظهیرالدین ابوالفضل طاهربن محمد فاریابى شاعر استاد و سخنسراى بلیغ پایان قرن ششم و یکى از جملهٔ قصیدهسرایان و غزلگویان بزرگ است. تخلص او هم مانند گروهى از شاعران همعصرش بهنام او است. مولدش فاریاب از اعمال جوزجان نزدیک بلخ و در مغرب جیحون بود و شش منزل تا بلخ فاصله داشت. عهد جوانى شاعر در این شهر و...
-
زندگی نامه شیخ محمود شبستری...
شنبه 1 آبان 1395 18:17
شیخ محمود شبستری زادروز : ۶۸۷ هجری قمری شبستر درگذشت : ۷۴۰ هجری قمری ) ۵ ٣ سالگی ( آرامگاه : شبستر محل زندگی: شبستر و تبریز ملیت : ایرانی استاد: امینالدین و بهاءالدین یعقوب تبریزی شناختهشده : برای عارف و شاعر دین: اسلام،اسماعیلیه ۲ آثار: مثنوی گلشن راز - به نام آن که دل را فکرت آموخت سعدالدّین محمودبن امینالدّین...