-
غریب... "حافظ"
دوشنبه 20 مرداد 1393 19:14
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب می نماید عکس می در رنگ...
-
ســرم را بــــاد برد... "حامد عسکری"
شنبه 18 مرداد 1393 01:01
شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد برد خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد آه ای گنجشکهای مضطرب شرمنده ام لانه ی بر شاخه هــــای لاغرم را باد برد من بلوطی پیــر بـودم پای یک کـــوه بلند نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد از غزلهایم فقط خاکستری مانده بـه جا بیت های روشن و شعله ورم را باد برد با همین نیمه همین...
-
زهر هجر... "حافظ"
شنبه 11 مرداد 1393 20:34
درد عشقی کشیده ام که مپرس زهر هجری چشیده ام که مپرس گشته ام در جهان و آخر کار دلبری برگزیده ام که مپرس آن چنان در هوای خاک درش میرود آب دیده ام که مپرس من به گوش خود از دهانش دوش سخنانی شنیده ام که مپرس سوی من لب چه می گزی که مگوی لب لعلی گزیده ام که مپرس بی تو در کلبه گدایی خویش رنجهایی کشیده ام که مپرس...
-
صدشکر که این آمد و صد حیف که آن رفت...
دوشنبه 6 مرداد 1393 14:16
خداحافظ ای ماه غفران و رحمت خداحافظ ای ماه عشق و عبادت خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه خداحافظ ای بهترین ماه الله... عید فطر بر عاشقان صیام مبارک باد...
-
ازماست کهبرماست..."ملک الشعرای بهار"
یکشنبه 5 مرداد 1393 01:25
این دود سیه فام که از بام وطن خاست ازماست کهبرماست وین شعله سوزان که برآمد ز چپ وراست ازماست کهبرماست جان گر به لب ما رسد، از غیر ننالیم با کس نسگالیم از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست ازماست کهبرماست یکتن چو موافق شد یک دشت سپاهاست با تاج وکلاهست ملکی چو نفاق آورد او یکه و تنها ازماست کهبرماست ماکهنه چناریم که...
-
فاش میگویم و از گفته خود دلشادم... "حافظ"
پنجشنبه 2 مرداد 1393 11:31
فاش میگویم و از گفته خود دلشادم بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق که در این دامگه حادثه چون افتادم من ملک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد در این دیر خراب آبادم سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض به هوای سر کوی تو برفت از یادم نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست چه کنم حرف دگر یاد نداد...
-
منم زیبا... "سهراب سپهری"
دوشنبه 30 تیر 1393 09:51
منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست می دارم تو بگشا گوش دل، پروردگارت با تو می گوید ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود تو غیر از من چه می جویی؟ تو با هر کس به غیر از من چه می گویی؟ تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب می دانم تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی...
-
باز امشب منادی کوفه... "علی زمانیان"
یکشنبه 29 تیر 1393 07:54
باز امشب منادی کوفه، از امامی غریب می خواند گوشه ی خانه دختری تنها، دارد اَمن یجیب می خواند مثل اینکه دوباره مثل قدیم،چشمِ اَز خون دل، تری دارد این پرستار نازنین گویا،باز بیمار بستری دارد چادر پُر غبار مادر را،سرسجاده برسرش کرده بین سر درد امشب بابا،یاد سر درد مادرش کرده آه در آه، چشمه در چشمه، متعجب زبان گرفته!پدر...
-
یک شبی مجنون نمازش را شکست... "مرتضی عبداللهی"
شنبه 28 تیر 1393 08:54
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر زلیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی...
-
این دهان بستی دهانی باز شد... "مولانا"
شنبه 28 تیر 1393 06:30
این دهان بستی دهانی باز شد تا خورنده لقمه های راز شد لب فرو بند از طعام و از شراب سوی خوان آسمانی کن شتاب گر تو این انبان ز نان خالی کنی پر ز گوهرهای اجلالی کنی طفل جان از شیر شیطان باز کن بعد از آنش با ملک انباز کن چند خوردی چرب و شیرین از طعام امتحان کن چند روزی در صیام چند شبها خواب را گشتی اسیر یک شبی بیدار شو...
-
انا انزلناه فی لیله القدر...
جمعه 27 تیر 1393 01:45
شب قدر است و نومیدی ندارد کسی از بارگاه باری امشب فروغ رحمت و نور امید است به هر جانب که رو می آری امشب . . . شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود سلطان سخا و کرم و جود علی بود هم آدم وهم شیث وهم ادریس و هم الیاس هم صالح پیغمبـر و داوود علی بود شهادت امام علی علیه السلام تسلیت باد...
-
محبت علی(ع)... "دکتر علی شریعتی"
جمعه 27 تیر 1393 00:05
اگر می بینیم کسی که قلبش پر از محبت علی است، و از محبت علی اشک می ریزد، سرنوشت جامعه او سرنوشت خوبی نیست و دردناک است! این نشان دهنده آنست که علی را نمی شناسد! این علی شناسی نیست،علی پرستی است! علی را نشناختن و محبت علی داشتن مساوی است با محبت همه ملتها بر پیامبر و معبودشان ، نه چیزی بیشتر... ***********************...
-
به کجا چنین شتابان؟... "محمدرضا شفیعی کدکنی"
پنجشنبه 26 تیر 1393 07:57
به کجا چنین شتابان؟ گون از نسیم پرسید دل من گرفته زینجا , هوس سفر نداری؟ ز غبار این بیابان؟ همه آرزویم اما.... چه کنم که بسته پایم.... به کجا چنین شتابان؟ به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم سفرت به خیر اما تو و دوستی خدا را چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی به شکوفه ها، به باران برسان سلام ما را
-
پیشکش بانوی وفادار و عاشق، حضرت خدیجه (س)... "نیلوفر حسینی خواه"
چهارشنبه 25 تیر 1393 04:50
تو تکیه گاه بهترین خلق زمینی تو مادر زهرا و ام المومنینی سنگ صبور مهربان مصطفایی اسطوره ی "ایمان" و "عشق" و "باوفایی" ایثار با دستان تو معنا گرفته دین خدا با یاری تو پا گرفته تو محرم راز رسول الله بودی دلگرمی او در دل این راه بودی همدوش پیغمبر شدی...هم بغض و همدرد او پیش تو احساس تنهایی...
-
شیعه علی بودن2... "دکتر علی شریعتی"
دوشنبه 23 تیر 1393 11:29
سخنان شریعتی: (امام حسین)در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬میگریند. ******************* حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. ******************* دیدم عده ای مرده متحرک که بر...
-
شیعه علی بودن1... "دکتر علی شریعتی"
دوشنبه 23 تیر 1393 10:35
محبت نجات بخش نیست ، معرفت نجات بخش است. ما موظف به شناخت علی در زمان خودمان هستیم نه فقط محبت به امام. هر کسی که علی را بشناسد،محبت واقعی را می فهمد و می شناسد، نه محبت تلقینی که ثمری ندارد. ******************* علی مظهر پیروزی در شکست است. ما همیشه پیروزی را در پیروزی می شناسیم ولی علی درس بزرگی به ما داد و آن درس...
-
میلاد اولین گل بوستان علی و زهرا مبارک باد...
یکشنبه 22 تیر 1393 00:27
هر طرف می گذرم بانگ طرب می شنوم زآنکه میلاد حسن، نور دل بوالحسن است
-
قلبی زیر سنگ... "ویکتور هوگو"
شنبه 21 تیر 1393 09:11
خلاصه کردن عالم خلقت در یک موجود، وبزرگ کردن یک موجود تامقام خدایی ، عشق ،یعنی این. عشق درود فرشتگان است بر کواکب. جان آدمی چه محزون است هنگامی که حزنش از عشق است! چه فقدان عظیمی است فراق موجودی که خود به تنهایی جان جهان است! اوه!چقدر این نکته حقیقت دارد که موجودی که دوستش می داریم خدا می شود. شبهه نیست که خدا هم به...
-
یاغی... "هوشنگ شفا"
جمعه 20 تیر 1393 10:13
برلبانم غنچه لبخند پژمرده است نغمه ام دلگیر و افسرده است نه سرودی نه سروری نه هم آوازی نه شوری زندگی گویی ز دنیا رخت بر بسته است یا که خاک مرده روی شهر پاشیده است این چه آیینی چه قانونی چه تدبیری است من از این آرامش سنگین و صامت عاصی ام دیگر من از این آهنگ یکسان و مکرر عاصی ام دیگر من سرودی را که عطر کهنه در گلبرگ...
-
ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست... "رهی معیری"
دوشنبه 16 تیر 1393 02:22
ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست و آنچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست زندگی خوشتر بود در پرده ی وهم خیال صبح روشن را صفای سایه ی مهتاب نیست شب ز آه آتشین یک دم نیاسایم چو شمع در میان آتش سوزنده جای خواب نیست مردم چشمم فرو مانده است در دریای اشک مور را پای رهایی از دل گرداب نیست خاطر دانا ز توفان حوادث فارغ است...