-
روز مبادا... "قیصر امین پور"
دوشنبه 5 خرداد 1393 02:39
وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونان که بایدند نه باید ها ... مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخورم عمری است لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره میکنم : باشد برای روز مبادا ! اما در صفحههای تقویم روزی به نام روز مبادا نیست آن روز هر چه باشد روزی شبیه دیروز روزی شبیه فردا روزی درست مثل همین روزهای ماست اما کسی...
-
زندگی... "سهراب سپهری"
شنبه 3 خرداد 1393 22:28
شب آرامی بود می روم در ایوان، تا بپرسم از خود زندگی یعنی چه؟ مادرم سینی چایی در دست گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا لب پاشویه نشست پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد شعر زیبایی خواند، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین با خودم می گفتم: زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست زندگی فاصله...
-
دلی سربلند... "قیصر امین پور"
شنبه 3 خرداد 1393 22:25
سرا پا اگر زرد و پژمردهایم ولی دل به پاییز نسپردهایم چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خوردهایم اگر داغ دل بود ما دیدهایم اگر خون دل بود ما خوردهایم اگر دل دلیل است آوردهایم اگر داغ شرط است ما بردهایم اگر دشنه ی دشمنان، گردنیم اگر خنجر دوستان، گردهایم گواهی بخواهید: اینک گواه همین زخم هایی که نشمردهایم...
-
آسوده باش... "حسین جنتی"
شنبه 3 خرداد 1393 00:10
آسوده باش و رنج فراوان مکش بنشین و خط به صورتِ زندان مکش ! از در که بگذری همه دیواره است بر میله هاش بیهده سوهان مکش ! جای تو نیست سفره ی اهل جهان این استخوان پوچ به دندان مکش ! سروی! کمر برای شکم خم مکن آزاده باش و زحمتِ کوهان مکش ! دل بر وفای مردم دنیا مبند طفلِ حرامزاده به زهدان مکش ! آب بقا ز جوی سکندر مجو عطشان...
-
نگاه خدا... "فروغ فرخزاد"
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 00:31
بر روی ما نگاه خدا خنده می زند هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا نام خدا نبردن از آن به که زیر لب بهر فریب خلق بگوئی خدا خدا ما را چه غم که شیخ شبی در میان جمع بر رویمان ببست به شادی در بهشت او...
-
سلام بر قلب صبور زینب (س)... "مرتضی امیری اسفندقه"
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 00:39
حسین بود و تو بودی ، تو خواهری کردی حسینِ فاطمه را گرم، یاوری کردی غریب تا که نمانَد حسین بی عباس به جای خواهری آن جا، برادری کردی گذشتی از همه چیزت به پای عشق حسین چه خواهری تو برادر، که مادری کردی تو خواهریّ و برادر، تو مادریّ و پدر تو راه بودی و رهرو، تو رهبری کردی پس از حسین، چه بر تو گذشت وارث درد! به خون نشستی و...
-
تا همیشه دوستت دارم علی... "دکتر محمود اکرامی فر"
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 00:05
بغض چندین ساله ی ما باز شد یا علی گفتیم و عشق آغاز شد یا علی گفتیم و دریا خنده کرد عشق ما را باز هم شرمنده کرد یا علی گفتیم و گلها وا شدند عشق آمد قطره ها دریا شدند یاعلی گفتیم و طوفانی شدیم مست از آن دستی که می دانی شدیم یاعلی گفتیم و طوفان جان گرفت کوفه در تزویر خود پایان گرفت کوفه یعنی دستهای ناتنی کوفه یعنی مردهای...
-
میلاد امام علی (ع) بر عاشقان ولایت مبارک باد...
سهشنبه 23 اردیبهشت 1393 02:02
از « عین » علی عیون ما بینا شد وز « لام » علی لسان ما گویا شد در « یای » علی نور خدا را دیدیم زان نور محمد و علی پیدا شد میلاد حضرت علی (ع) برهمگان مبارک باد...
-
بهانه(با یاد همیشه عزیز ناصر)... "اهورا ایمان"
شنبه 20 اردیبهشت 1393 01:30
ستاره بود، غزل بود ترانه بود وتو بودی هزار حادثه، اما بهانه بود وتو بودی تو بودی وشب قصه تو بودی وتب پرواز هزار آینه فریاد هزار پنجره آواز شب از تو شعر دوباره شب از تو باغ ستاره به اعتبار تو روشن من وچراغ ستاره حضورم از تو همیشه سکوتم از تو صدا بود تو آسمون ترانه پرنده بود ورها بود گذشتی از شب قصه گذشتی از شب آواز نه...
-
آغازِ من ، تو بودی و پایان من تویی... "سهیل محمودی"
شنبه 20 اردیبهشت 1393 00:54
........................... عاشقانه آغازِ من ، تو بودی و پایان من تویی آرامشِ پس از شبِ توفانِ من تویی حتی عجیب نیست، که در اوج شک و شطح زیباترین بهانه ی ایمان من تویی احساسهایی از متفاوت میان ماست آباد از توام من و ، ویران من تویی آسان نبود گِردِ همه شهر گشتنم آنک ، چه سخت یافتم :" انسان " من تویی پیداست من...
-
رباعیات حکیم عمرخیام... "خیام نیشابوری"
جمعه 19 اردیبهشت 1393 11:46
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه پرکن قدح باده که معلومم نیست کاین دم که فرو برم برآرم یا نه *** برخیز و مخور غم جهان گذران بنشین و دمی به شادمانی گذران در طبع جهان اگر وفایی بودی نوبت بتو خود نیامدی از دگران *** رفتم که در این منزل بیداد بدن در دست نخواهد بر خنگ از باد بدن آن را باید به...
-
کیستی؟... "احمد شاملو"
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 01:36
کیستی که من این گونه به اعتماد نام ِ خود را با تو می گویم … کلید ِ خانه ام را در دست ات می گذارم … نان ِ شادی های ام را با تو قسمت می کنم ! به کنارت می نشینم و بر زانوی تو این چنین آرام … به خواب می روم ؟ کیستی که من این گونه به جد در دیار ِ رویاهای خویش با تو درنگ می کنم ؟
-
ساغرم شکسته... "معینی کرمانشاهی"
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 05:22
خاطرات عمر رفته در نظر گاهم نشسته در سپهر لاجوردی آتش آهم نشسته ای خدای بی نصیبان طاقتم ده ، طاقتم ده قبله گاه ما غریبان طاقتم ده ، طاقتم ده ساغرم شکست ای ساقی ، رفته ام ز دست ای ساقی ساغرم شکست ای ساقی ، رفته ام ز دست ای ساقی در میان توفان بر موج غم نشسته منم ، در زورق شکسته منم ، ای ناخدای عالم تا نام من رقم...
-
بیهیچ تردید و یا که گمان... "حفیظ اله ممبینی"
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 17:51
بیهیچ تردید و یا که گمان به پایان خط نزدیک گشتهایم: بهار رفت تبها فرو نشست در سوز سرد به لرز نشسته و با هیچ شعلهای دوباره گرم نمیشویم. *** چه زیبا میشد مست و بدیع که ناممکنی، ممکن چون آرزویی که من دارم و بدین سودای دور؛ دور که سوگل روزگار من بار دگر و از برای همیشه در بَرَکِ تاریک و گلآلود آبادی کوبهٔ دروازه را...
-
یک لبخند... "کاوه جوادیه"
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 14:46
صبح سحر با رفتگر یک لبخند با کوچه و با رهگذر یک لبخند با خانه و با اهل خانه بدرود با روز و با دیوار و در یک لبخند در کوچۀ هر روز دوری از خویش با هر غریب همسفر یک لبخند با مهربانی، با محبت، با عشق با یار از جان دوست تر یک لبخند با کینه ها، با قهرها، با نفرت با دشمن پرخاشگر یک لبخند در غصه ها، در رنج ها، در اندوه تنها...
-
تاکی به تمنای وصال تو یگانه... "شیخ بهائی"
دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 22:09
" مخمس " تاکی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه؟ ای تیر غمت را دل عشاق نشانه جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد در میکده رهبانم و در صومعه عابد گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد یعنی که تو را...
-
ای خدا این درد را درمان مکن... "فیض کاشانی"
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 02:40
ای خدا این درد را درمان مکن عاشقان را بی سر و سامان مکن درد عشق تو دوای جان ماست جز به دردت درد ما درمان مکن از غم خود جان ما را تازه دار جز به غم دلهای ما شادان مکن خان و مان ما غم تو بس بود خان مانی بهر بیسامان مکن زاب دیده باغ دل سر سبزدار چشمهٔ این باغ را ویران مکن بادهٔ عشقت زمستان وامگیر مست را مخمور و سر گران...
-
در بزرگداشت مهرداد اوستا... "کاوه جوادیه"
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 01:21
م ــیهمانی آفتاب گذشت موسم شعرهای ناب گذشت ه ــای های هزار چشم رسید از سر گریه نیز آب گذشت ر وزنی سوی روشنایی نیست تیرگی ماند و آن شهاب گذشت د ودی از شمع ماند و نوری نیست نور از چشم ماهتاب گذشت آ سمان زار زر می گرید در دو چشمش مگر سحاب گذشت؟ د استان ساز قصۀ پرواز داستان شد از این کتاب گذشت ا وستادی نهاد بر هم چشم چشم...
-
شکوفه های... "محمد سلمانی"
شنبه 13 اردیبهشت 1393 00:25
چـــه وقت گــــل کند آیا شکوفه های تنت چه قدر مانده که دستم رسد به پیرهنت ؟ چگــونه صبــر کنــم تا کـــه باز برچینــم شکوفه ی غزل از گیسوان پر شکنت غمـی نجیب نهفته ست در دلم که مرا رها نمی کند احساس دوست داشتنت تو آن دقایق شیرین خاطرات منی ببر مـرا بــه تماشای باغ نسترنت تمام شهر به تایید من بپا خیزند اگـــر دقیـــق...
-
امان... "عارف قزوینی"
جمعه 12 اردیبهشت 1393 01:37
ای آمان از فراقت ، آمان مُردم از اشتیاقت ، آمان از که گیرم سراغت ، آمان ( آمان ، آمان ، آمان ، آمان ) مژده ای دل که جانان آمد یوسُف از چَه به کنعان آمد دور ِ مشروطه خواهان آمد ( آمان ، آمان ، آمان ، آمان ) عارف و عامی سر ِ می نشستند عهد ِ محکم به ساقی بستند پای خُم ِ توبه را شکستند ( آمان ، آمان ، آمان ، آمان ) چشم ِ...