بیا که مانده شرابی به جامِ باده هنوز

بیا که عشق به امیدت ایستاده هنوز

 

ببین که بی تو چه بر ما گذشته, می‌بینی؟

پُریم از غم و از بغضِ بی اراده هنوز

 

اگرچه بالِ پریدن پریده از کفِ ما

و مانده ایم در آغازْ راهِ جاده هنوز

 

ولی امید به دیوانِ ما نمی‌میرد

خوشیم, خوش به همین دولتِ نداده هنوز

 

چه روزها که گذشت و غمِ تو کهنه نشد

فلک به عشق و وفا مثلِ من نزاده هنوز

 

زمان, زمانه ی نامردمی ست, اما ما

نگفته‌ایم به جز شعرِ صاف و ساده هنوز

 

 

مجموعه شعر "از اینجا که منم"

انتشارات فصل پنجم

 

 

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.